حراج میراث

عصر دیروز در حالی که هنوز یک هفته بیشتر از نصب دیوارنگاره روز پدر و ایده ی (بوسه بر دست پدر) نمی‌گذرد طی یک مراسم دیوارنگاره میدان ولیعصر(عج) تعویض می‌شود، با یک تصویر از فرماندهان لشکر محمد رسول الله (ص) همراه این توضیحات :

عطر دل‌انگیز شهادت و ایثار در فضای این لشکر به مشام می‌رسد.

چهلمین سالگرد تشکیل لشکر دشمن شکن محمد رسول الله(ص) خجسته باد.

آنچه که از تصویر برداشت می‌شود در یک کلمه بلاتکلیفی است!

یک عکس دسته جمعی که حتی فیگورها و چهره ها هیچ نسبتی با هم ندارند و همه فرماندهان به مخاطب نگاه می کنند، گویا از چیزی ناراحت اند.

این موضوع حتی در تکنیک هم خودش را کاملا نشان می دهد، آنجا که آفتابی روی صورت شهید همت افتاده است و زاویه اش با آفتاب روی صورت شهید متوسلیان متفاوت است و صورت باقی فرماندهان که اصلا آفتابی به آن ها نتابیده.

و عجیب تر اینکه شعار و تیتر دیوارنگاره بر روی خود اثر وجود ندارد! و مخاطب باید از حس ششم خود استفاده کند و باید به صورت خودجوش حدس بزند که این شهدا برای چه موضوع و مناسبتی روی بیلبورد تصویر شده اند.

اما موضوع اصلی چیز دیگری‌ست

در مقاله ی (پروپوگاندای بصری در میدان) که توسط دو ایران شناس نوشته شده است، در قسمتی اشاره به این موضوع می شود که دیوارنگاره میدان ولیعصر(عج) با هوشمندی و استفاده از پروپاگاندای نرم و پیغام های چند لایه توانسته با مخاطب خود ارتباط بیشتری بگیرد، و چندین قدم از تبلیغات سنتی و پروپاگاندای سخت فاصله بگیرد که همین موضوع باعث شده است در سطح ملی و حتی فرا ملی تبدیل به یک رسانه مهم و تاثیر گذار شود.

حالا سوال اصلی این است که چرا باید این مهم با آثاری مانند دیوانگاره اخیر از بین بروند؟

و اینکه سنجه‌ای که با آن بتوان میزان موفقیت یک طرح و اثر آن در مخاطب را سنجید واقعا چیست؟ چند درصد از کسانی که این دیوارنگاره را می بینند متوجه موضوع می شوند و چند درصد احساس مثبتی از آن دریافت می کنند؟

همه این ها در حالی است که دیوارنگاره قبلی (با اشکالاتی که در ایده و شعار داشت) با استقبال عجیب مخاطبان مواجه شد، کاری که به معنای واقعی کلمه مخاطب عام را در بر می‌گرفت و احساس مثبتی در مخاطب ایجاد می کرد، دقیقا چند روز بعد با یک اثر مواجه می شویم که مشخص نیست که خطاب آن به چه کسی است! و چرا اینقدر واضح و مستقیم و بدون هیچ لطافتی این پیغام به سمت مخاطب شلیک شده است!

چرا مجموعه ای که به ظرافت در انتخاب پیام و دقت در نحوه بیان مشهور است باید چنین اشتباه فاحشی را مرتکب شود و اینقدر راحت از میراث ارزشمند خود عبور کند و آن را به حراج بگذارد؟

دیوارنگاره میدان ولیعصر (عج) بیش از هر چیزی از نداشتن استراتژی تبلیغاتی رنج می برد و در بسیاری از آثار ما شاهد یک وحدت پیامی و راهبردی نیستیم.

برای مثال در روز وفات حضرت ام البنین (ع) اشاره ای در سوتیتر به این مناسبت می کنیم و از آن سو دو سال است که در روز میلاد حضرت امیر المومنین (ع) هیچ اشاره یا تبریکی، ضمیمه کار نکردیم!

برای مثال دو روز مانده به میلاد حضرت زهرا (س) دیوارنگاره یمن بالا می رود و دو هفته بالا میماند و از آن طرف دیوارنگاره (بوسه بر دست پدر ) بعد از شش روز عوض می شود.

این مشخص نبودن استراتژی تبلیغاتی بیشتر از آن که مخاطب را گیج و سردرگم کند باعث خواهد شد تا پیام های درست و دقیق هم، برچسب های دیگری را با خود حمل کنند و به مقصود اصلی خود نرسند.